سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
أفلا یتدبرون ...

تفسیر سوره مبارکه فلق

بسم الله الرحمن الرحیم

قل اعوذ برب الفلق (1) من شر ما خلق (2)

سوره فلق

ابرار313
محتواى سوره فلق تعلیماتی هست که خدا به پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) خصوصا و به سایر مسلمانان عموما، درمورد پناه بردن به خداوند از شر همه اشرار مى دهد، تا خودشان را به او بسپارند، و در پناه او از شر هر موجود صاحب شری در امان بمانند.

درباره فضیلت این سوره از پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) نقل شده است که فرمودند: "انزلت على آیات لم ینزل مثلهن ، المعوذتان : آیاتى بر من نازل شده که همانند آنها نازل نشده است ، و آن دو سوره "فلق" و "ناس" است ". امام باقر علیه السلام هم میفرمایند : " کسی که در نماز وترش سوره ناس، فلق و اخلاص رو بخونه بهش گفته مى شه اى بنده خدا بشارت باد بر تو ، خدا نماز وتر تو را قبول کرد.

در آیه اول به شخص پیغمبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) به عنوان یک الگو و پیشوا دستور مى ده: "بگو پناه مى برم به پروردگار سپیده صبح که دل سیاهى شب را مى شکافد "قل اعوذ برب الفلق" از شر تمام آنچه آفریده است "من شر ما خلق".فلق به معنى شکافتن چیزى و جدا کردن بعضى از بعضى دیگر هست، و چون به هنگام دمیدن سپیده صبح پرده سیاه شب شکافته میشه، این واژه به معنى طلوع صبح به کار رفته ، همانطور که "فجر" نیز به همین مناسبت بر طلوع صبح اطلاق مى شود. بعضی فلق رو به معنى همه موالید و تمام موجودات زنده اعم از انسان و حیوان و گیاه مى دانند، چرا که تولد این موجودات که با شکافتن دانه و تخم و مانند آن صورت مى گیرد از عجیب ترین مراحل وجود آنها است ، و در حقیقت هنگام تولد جهش عظیمى در آن موجود رخ مى دهد و از جهانى به جهان دیگرى گام بر میدارند.

معنای دیگری هم برای "فلق" بیان شده که گسترده تر و وسیعتر هست؛ "به هر گونه آفرینش و خلقت اطلاق میشه" ، چرا که با آفرینش هر موجود پرده عدم پاره مى شه و نور وجود اون چیز نمایان میشه.

و اما "من شر ما خلق" منظور همه چیز هست. من جمله شر همه موجودات شرور، انسانهاى شرور، جن و حیوانات و حوادث و پیشامدهاى شر و از شر نفس اماره . مفهوم شر این نیست که آفرینش الهى در ذات خودش شرى داره، آفرینش به معنای ایجاد هست و ایجاد خیر محضه. منظور این هست که مخلوقات از قوانین آفرینش منحرف میشن و از مسیر الهی جدا میشن،اون وقت میشن شر. مثلا نیش و دندان برنده حیوانات یک وسیله دفاعى براى اونهاست که در برابر دشمنانشون به کار مى برند ، اگر این سلاح رو به مورد به کار ببره خیره ، اما اگر نابجا و در برابر درست مصرف بشه شره .


» نظر

تدبر سوره مبارکه فلق

بسم الله الرحمن الرحیم
قل اعوذ برب الفلق(1)



در ابتدای این سوره مانند سوره ناس دستور داده شده که به خدا پناه ببریم ،‏چند سوال به نظرم میرسه :‏1- از چه باید به خدا پناه ببریم؟ 2- چرا خدا رو با عنوان "رب الفلق" خطاب کرده است؟ 3- چرا "رب الفلق" گفته نه "خالق الفلق"؟ - .:سید مرتضی:.

1- از همه چیز ... - کوچه ی بنی هاشم

جواب سئوال یک: موجودات هم دارای خیر هستند هم شر. در این آیات از شر و بدی کلیه موجودات عالم به خداوند پناه برده به طور عام و در ایات بعدی به طور اخص نام بعضی از این شرها رو آورده.
جواب سئوال دوم: فلق یعنی صبح . چون صبح از دل شب پدید میاید خداوند فرموده رب الفلق، یعنی پدید آورنده صبح از درون تاریکی شب و نفرموده خالق الفلق.
در مورد "قل اعوذ برب الفلق" (بگو پناه میبرم به پروردگار شکافنده صبح)، منظور خداوندی هست که به نور هدایت خودش زندگی انسانها رو روشنائی میبخشه. اما این نور هدایت توسط آفاتی تهدید میشه که بطور کلی شر و بدی تمام مخلوقات عالم هست، "من شر ما خلق" ، مِن جمله زنان افسونگر که شاید مراد زنان فاسدی هست که باعث گمراهی و به تباهی کشیده شدن جامعه میشوند و یا از شر حسودان که این حسود منظور حسادت گمراهان نسبت به هدایت یافتگان هست.که سعی میکنند آنها را از مسیر منحرف کنند - ابرار313


» نظر

روش تدبر در قرآن (1)

برای صحبت در مورد روش تدبر در قرآن اول باید به این سوال جواب بدیم که :
آیا امکان فهم گزاره های دینی وجود داره یا نه؟ و اگر وجود داره آیا این فهم معرفت بخش هست یا خیر؟
در بحث هرمنوتیک (معناشناسی) عده ای می گویند امکان فهم نیست و با توجه به آنکه مطالعاتشان صرفاً در مورد بخشی از گزاره های دینی خاص است، حکمی مطلق برای گزاره های هر دین و گزاره های یک دین صادر می کنند و آن را تعمیم می دهند.
اعتقاد ما این است که امکان فهم وجود دارد ولی روش خاص خود را می طلبد و اگر افراد با این راه و روش به فهم این گزاره ها نپردازند و یا علم آن را نداشته باشند برداشتی نادرست یا به تعبیر دیگر دچار نافهمی و کج فهمی می شوند. بحث در این مقوله جایگاه دیگری را می طلبد زیرا موضوع بحث روش های تدبر و فهم است که علی القاعده این اصل پذیرفته شده است که فهم امکان دارد پس از روش و مراحل آن باید سخن گفت.بطور کلی دو نوع فهم وجود دارد:
1- فهم و تحلیل یک جزء از یک کل ، 2- فهم کل نگر .
فهم جز به کل خودش دو نوع است :
الف) فهم جزء نگر استقلالی: یعنی جزء را از آن جهت که واحد مستقلی از یک کل است بررسی می کنیم.
ب) فهم جزء نگر ارتباطی (هماهنگ با کل): یعنی فهم جزء در ارتباط با کل از این جهت که با آن رابطه دارد.
حال اگر بخواهیم همین تقسیم بندی را در مورد آیات قرآن داشته باشیم می توان گفت زمانیکه آیه ای را از کل قرآن برداشته و آن را تبیین می کنیم و از ابهام درمی آوریم در واقع نگاه جزء نگر به آیه داشته ایم، اگر این آیه جزو آیات متشابه باشد (آیاتی که از چینش الفاظ آن چند معنا استنباط می شود که تنها یکی از آنها درست می باشد) تبیینی که از آن ارائه می شود تأویل نام دارد.
تأویل از ریشه أول به معنای رجوع می باشد یعنی فهمی که ما را به معنای درست ارجاع می دهد. حال اگر این آیه جزو آیات محکم باشد (آیاتی که از چینش الفاظ آن تنها یک معنا استنباط می شود) تبیینی که از آن ارائه می شود تفسیر نام دارد. تفسیر از ریشه فسر به معنای ابهام زدایی میباشد.
ادامه مطلب...


» نظر

تفسیر سوره مبارکه ناس

بسم الله الرحمن الرحیم
قل اعوذ برب الناس (1) ملک الناس (2) اله الناس (3)


سوره ناس


مخاطب آیه اول پیامبر اکرم هستند که چون ایشون الگو و پیشوای همه مردم هستند پس همه به تبعیت از ایشون باید به خداوند پناه ببریم. - ابرار313

 و اینکه میخواد اهمیت پناه بردن به خداوند رو نشون بده،‏یعنی خطر بزرگی رو میخواد گوشزد کنه، اینقدر مهم که حتی پیامبر هم باید به خدا پناه ببره - سید مرتضی

 هر چه درجه انسان بالاتر باشه شیطان بیشتر به او هجوم میاره تا از راه راست منحرفش کنه. در اینجا روى سه وصف از اوصاف بزرگ خداوند (ربوبیت و مالکیت و الوهیت ) تـکیه شده که همه آنها ارتباط مستقیمى به تربیت انسان و نجات او از چنگال وسوسه گران داره.-  ابرار313

  اول محسوس ترین مرحله تکامل انسان که بعد تربیتیه بعد از اون بعد سیاست و تدبیر و بعد از اون بعد پرستش و الهی. در این سه آیه به سه مرحله تکاملی انسان اشاره دارد و با سه بار قل اعوذ (عطف به آیه اول) اشاره می کند که در همه حال باید از شری که در آیات بعد گوشزد می کند به خدا پناه ببریم که البته این پناه بردن نه تنها در مقام حرف (قل) که در مقام عمل هم باید باشد.
از شر وسوسه خناس باید در بعد تربیتی به خدا پناه ببریم که مربی ناس است و باید تربیت خود را از او بخواهیم و تنها تربیت او را بپذیریم. در بعد استمداد و طلب کمک و تکیه کردن به قدرت ها نیز باید از شر این وسوسه به خدا پناه ببریم و تنها مالکیت او (فرمانروایی او بر خودمان) را قبول کنیم و تکیه و توکلمان به خدا باشد. در پرستش هم تنها کسی که شایسته پرستش است خداست پس باید از شر وسوسه خناس در بعد عبادت به او پناه ببریم نکند که عباد الشیطان شویم و او را معبود خود قرار دهیم. -
سید مرتضی
  ادامه مطلب...


» نظر

تدبر سوره مبارکه ناس

بسم الله الرحمن الرحیم
قل اعوذ برب الناس (1) ملک الناس (2) اله الناس (3)
 


سید مرتضی : در این آیه سه بار به خدا پناه برده شده و در هر بار با الفاظ مختلف!‏ یکبار با لفظ رب ،‏بار دیگر با لفظ ملک و بار دیگر با لفظ اله ، فکر میکنید علت استفاده از این الفاظ برای نامبردن از حضرت حق چیه؟
از اونجایی که از لفظ ناس استفاده کرده (یعنی مردم) به این رسیدم که هر انسانی سه دوره زندگی داره : کودکی ، جوانی و پیری (یا بهتره بگم بزرگسالی) حالا اگر بخوام این سه دوره رو با سه لفظ خطاب حضرت حق تطبیق بدم اینطور میگم که :



  • در دوران کودکی مهمترین نیاز بشر وجود یک مربی مطمئن و توانا برای تربیت صحیح است و چه مربی و رب و پرورش دهنده ای بهتر از حضرت حق؟ و میشه اینطور ازش دریافت کرد که خداوند با این سه خطاب داره به ما میگه که رب و پادشاه و الهی برتر و بالاتر از خودش وجود نداره، یعنی ی جورایی داره درس خداشناسی میده.



  • در دوره دوم زندگی که دوره جوانی است از اونجایی که یکی از خصوصیات جوانی سرکشی است و قواش به حد اعلا و البته در جاهایی ضدیت با هم میرسند نیاز به پادشاهی هست که بر اون فرمانروایی کنه تا اون رو به تعادل برسونه و باز هم چه فرمانروایی بالاتر از حضرت حق؟



  • و اما در مورد دوره سوم که دوره پیری یا بزرگسالی است چون انسان به کمال رسیده هم از نظر عقلی هم از نظر دیگر قوای وجودی، ‏بنابراین خدا رو بهتر میتونه بشناسه و به همین دلیل از لفظ اله استفاده کرده است.


در یک جمع بندی کلی میخواد بگه در تمام دوران زندگی چه کودکی چه پیری چه جوانی باید از شر هر بدی ای (البته در این سوره یک چیزهای خاصی!) به خدا پناه برد و هم اینکه داره میگه این خداست که بشر رو تربیت میکنه و قواش رو تعدیل میکنه و اون رو به کمال پرستش میرسونه.
اینکه حضرت حق از لفظ رب استفاده کرده شاید برای این باشه که با معرفی خودش به عنوان تربیت کننده بشر، داره ما رو راهنمایی میکنه به اینکه خدایی که خالق بشره خودش هم میدونه این انسان چطور باید تربیت بشه پس باید ببینیم روش تربیتی خدا (قرآن) برای بشر چیه و اون رو از سرچشمه اش بگیریم.


ابرار 313 : من در تفسیر المیزان خوندم که وقتی انسان دچار شر و گرفتاری ای میشه که جانش رو تهدید میکنه و میدونه که خودش قدرت دفع اون شر رو نداره به سه چیز متوسل میشه : یا به پروردگاری که مدبر اوست پناه میبره یا به پادشاهی که دارای سلطنت قوی هست و حکمش نافذه که با اعمال قدرتش میتونه اون شر رو دفع کنه یا به به الهی که معبود واقعی است ، که خداوند متعال رب و و ملک و اله مردم هست.به این دلیل ربوبیت رو اول آورده که ربوبیت نزدیکترین صفت خدا به انسان هست و ولایت در اون خلاصه میشه زیرا عنایتی که خداوند متعال در تربیت انسان داره بیش از همه مخلوقاتش هست ، ولایت بیشتر خصوصی هست مثل پدری که فرزندش رو تحت ولایت خودش تربیت میکنه.


ادامه مطلب...


» نظر